شمس الدين حافظ

163

سفينه حافظ ( فارسى )

حرف ث شامل ( 5 غزل ) [ بازم هواى آن گل رعناست الغياث ] 1 * [ 1 ] شماره مسلسل 129 بازم هواى آن گل رعناست الغياث « 1 » * دايم دلم رميده و شيداست الغياث آن دل كه كنج عافيتى برگزيده بود * اين دم بعزم درد و بلاهاست الغياث زاهد كه غرق بود بناموس و ننگ و نام * افتاده در ملامت سوداست الغياث صوفى كه جام صاف دما دم همىكشد * حيران روى او شد و رسواست الغياث از جان زار حافظ و از كشتگان عشق * فرياد و شور و ولوله برخاست الغياث [ الغياث اى مايه جان الغياث ] 2 * [ 2 ] شماره مسلسل 130 الغياث اى مايه جان الغياث * كفر زلفت برد ايمان الغياث ما همه لب‌تشنه‌ايم از تشنگى * در لبانت آب حيوان الغياث وه كجا آن شربت ديدار تو * مىكشد تلخى هجران الغياث چشم بيمارت مرا بيمار كرد * جز بلعلت « 2 » نيست درمان الغياث ما ز گريه غرق در خون گشته‌ايم * لعل تو پيوسته خندان الغياث از خدنگ « 3 » ناوك مژگان تو * رخنها افتاد در جان الغياث

--> ( 1 ) فريادرس . ( 2 ) لعل سنگ قيمتى سرخ رنگ است كه لب را بدان تشبيه نموده و بمعنى « لب » در اشعار استعمال مىشود ، لعل مذاب به شراب سرخ گويند ( 3 ) خدنگ تير راست و بلند و بمعنى چوبى كه از آن تير مىسازند نيز آمده است . [ 1 ] پاورقى غزل 1 - اين غزل شايد از اشعار اوليه حافظ يعنى در حدود سال 742 گفته شده باشد و در سودى و قدسى نيست و در كمتر نسخه‌اى ديده شده و در يكتائى ديده‌ام . [ 2 ] پاورقى غزل 2 - گويا از اشعار اوليه حافظ باشد كه در حدود سال 740 سروده و در قدسى و سودى نيست و در كمتر نسخه‌اى ديده شده ، در يكتائى ضبط است .